تبليغاتX
مروارید عرش

مروارید عرش

(دوستی با مردم نصف عقل است و نیم دیگر آن خوش خلقی است)

عاشقی برای زیر18سال ممنوع!!

عاشق نشیا!یا اگه شدی مردونه شو!

یه روزی آقای کلاغ ، به قول بعضیا زاغ

رو دوچرخه پا میزد ، رد شدش از دم باغ

پای یک درخت رسید ، صدای خوبی شنید

نگاهی کرد به بالا ، صاحب صدا رو دید

یه قناری بود قشنگ ، بال و پر ، پر آب و رنگ

وقتی جیک جیکو می‌کرد ، آب می‌کردش دل سنگ

 

قلب زاغ تکونی خورد ، قناری عقلشو برد

توی فکر قناری ، تا دو روز غذا نخور

روز سوم کلاغه ،‌رفتش پیش قناری

گفتش عزیزم سلام ، اومدم خواستگاری!

نگاهی کرد قناری ، بالا و پایین، راست و چپ

پوزخندی زد به کلاغ ، گفتش که عجب! عجب

منقار من قلمی ، منقار تو بیست وجب

واسه جی زنت بشم؟ مغز من نکرده تب

کلاغه دلش شیکست ، ولی دید یه راهی هست

برای سفر به شهر ، بار و بندیلش رو بست

یه مدت از کلاغه ، هیچ کجا خبر نبود

وقتی برگشت به خونه ، از نوکش اثر نبود

داده بود عمل کنن ، منقار درازشو

فکر کرد این بار مر‌خره ، قناریه ناز

باز کلاغ دلش شیکست ، نگاه کرد به سر و دست

آره خب، سیاه بودش! اینجوری بوده و هست

دوباره یه فکری کرد ، رنگ مو تهیه کرد

خودشو از سر تا پا ، رفت و کردش زرد زرد

رفتش و گفت: قناری! اومدم خواستگاری

شدم عینهو خودت ، بگو که دوسم داری

اخمای قناریه ، دوباره رتفش تو هم!

کله مو نگاه بکن ، گیسوهام پر پیچ و خم

 

موهای روی سرت ، وای که هست خیلی کم

فردا روزی تاس می‌شی! زندگیمون میشه غم

کلاغ رفتش خونه نگاه کرد به آیینه

نکنه خدا جونم ! سرنوشت من اینه؟!

ولی نا امید نشد ، رفت تو فکر کلاگیس

گذاشت اونو رو سرش ، تفی کرد با دو تا لیس

کلاه گیسه چسبیدش ، خیلی محکم و تمیز

روی کله‌ی کلاغ ، نمی‌خورد حتی لیز

 

نگاه که خوب می‌کنم ، میبینم گردنتو

یه جورایی درازه ، نمیشم من زن تو


کلاغه رفتشو من ، نمیدونم چی جوری

 

وقتی اومدش ولی ، گردنش بود اینجوری

خجالت نمی‌کشی؟ واسه گوشتای شیکم!؟

دوست دارم شوهر من ، باشه پیمناست دست کم!

دیگه از فردا کلاغ ، حسابی رفت تو رژیم

میکردش بدنسازی ، بارفیکس و دمبل و سیم

بعدش هم میرفت تو پارک ، می دویید راهای دور

آره این کلاغ ما ،‌خیلی خیلی بود صبور

واسه ریختن عرق ، می‌کردش طناب‌بازی

ولی از روند کار ، نبودش خیلی راضی

پا شدی رفتش به شهر ، دنبال دکتر خوب

دو هفته بستری شد ، که بشه یه تیکه چوب

قرصای جور و واجور ، رژیمای رنگارنگ

تمرینهای ورزشی ، لباسای کیپ تنگ

آخرش اومد رو فرم ، هیکل و وزن کلاغ

با هزار تا آرزو ، اومدش به سمت باغ 

 

وقتی از دور میومد ، شنیدش صدای ساز

تنبک و تنبور و دف ، شادی و رقص و آواز

دل زاغه هری ریخت ! نکنه قناریه؟

شایدم عروسی بازای شکاریه!! 

 

دیدش ای وای قناری ، پوشیده رخت عروس

یعنی دامادش کیه؟ طاووسه یا که خروس؟

هی کی هست لابد تو تیپ ، حرف اولو می‌زنه!

توی هیکل و صورت ،‌ صد برابر منه

کلاغه رفتشو دید ، شوهر قناری رو

شوکه شد ، نمی‌دونست، چیز اصل کاری رو!

می‌دونین مشکل کار ، از همون اول چی بود؟

کلاغه دوچرخه داشت ،‌صاحب bmw نبود

نتیجه اخلاقی: متاسفانه هیچ نتیجه‌ای که مبتنی بر اصول اخلاقی باشه ، نمیشه از این داستان استنتاج کرد.

نتیجه غیراخلاقی: هیچ‌وقت افراد ، علت واقعی که چرا شما رو نمی‌خوان ،‌بهتون نمی‌گن...

اصولا این تیپ سوالات که: تو فقط بگو چرا نمی‌خوای؟ تو فقط بگو مشکل من چیه... هیچ‌وقت جواب درست و حسابی بهش داده نمی‌شه!
پس خودتونو خفه نکنین

نتیجه قابل درک برای عموم قشر متوسط العقل رو به پایین: BMW از دوچرخه بهتره!


نتیجه از پیش مشخص و معلوم برای قشر دامبول جامعه:

دوماد ما باید شازده باشه ... عاشقونه دلو باخته باشه
واسه عروس دل نازک ما ... دو سه ملیونی اندوخته باشه

نتیجه کاربردی برای حل معضل ازدواج: حتی‌المقدور از کسی خوشتون بیاد که لااقل تو یک زمینه از شما معیوب‌تر باشه! تا احتمال ارائه جواب مثبت زیاد شه!


- آقا اجازه! ما یکی رو سراغ داریم همه چیش از ما سره ، تازه جواب بله هم داده!
- خب اتفاقا همین نشون میده که ایشون هرچه‌قدر هم که از شما سر باشن، مغزشون از شما معیوب‌تره.

برگرفته ازدوست خوبم

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط حسین   | 

سلام من به برادران خوب مسیحی و اهل سنت وشیعم

سلام دوستان خوبم.سلام برادرانم.

امروزاومدم تا یک پیام بدمو برم همین!

تا دیروز فقط به خودم فکرمی کردم اما الان به همه به غیرخودم فکر میکنم.

به نتیجه ای که رسیدم اینه که خودمونو باید برای ظهورمهدی وعیسی نبی آماده کنیم!پیش ازآنکه دجّال زمانه مارو درمرداب کثافت خود غرق کند!

دوستان تورو به خدا تفرقه رو رها کنیم!ما همه بنده ی یک خدا و پیرو فقط یک خداییم و نه بیش!

من دراینجا وظیفه ی خودمو شروع میکنم چون تازه ازخواب زمانه بیدارشدم اما حیف که ۲۲سالمه!

من به اصحاب پیامبرخدا که درود خدا برآنان و نیزاهل بیت پیامبر(ص) ونیزحضرت عیسی نبی(ع)درود وسلام عرض میکنم!

میخام باعنایت خداوند متعال تمام مطالب سایتو به نشانه های ظهور و رسوایی دجّال زمانه تغییر بدم!

با ما باشید تا شکست تاریکی و ظهور منجی عالم.  انشا الله ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 7:10 بعد از ظهر  توسط حسین   | 

بسم رب الشهداوالصدیقین

شهيدان کجاييد ، بياييد و مهدي را هم با خود بياوريد تا بنگرند دل غمناک نائبش را.

مدتي است كه ديگر قلمم را به كار نگرفته ام.

مدتي است كه ديگر قلمم مرا ياري نمي كند.

مدتي است كه ديگر من قلمم را ياري نمي كنم.

زماني طولانيست كه قصد دارم از شهدا بنويسم ولي نشد. نه اينكه نخواهم، بلكه نشد.

فكر سياه، دل سياه، دست سياه و قلم سياه ...

اين ها چيزي بودند كه مانع من بودند.

پيش خود گفتم تا دلم را روشن نكردم ننويسم ولي فايده اي نكرد.

****************************************************************************

در محور ارتفاع 143 در روز ولادت امام جواد (ع) يك سنگر بتوني خيلي بزرگ نظر ما را

 بر خود جلب كرد.

سنگر بلندي قرار داشت و پله‌هاي بتوني محل رسيدن به آن بود.

 محل به نظرمان مشكوك مي‌رسيد.

طول و عرض سنگر حدوداً 4*3 متر بود و شايد هم بزرگتر. كف آن هم سي-

چهل سانتي متر بتون ريخته بودند. آنجا را كه مشكوك بود،

 با بيل كنديم كه به قطعات بدن يك شهيد برخورديم.

 پاها و تن شهيد را كه درآورديم،

 متوجه شديم شانه، دستها و سرش زير پله بتوني است.

در حال جمع‌آوري بدن او بوديم كه

 يك پوتين ديگر به چشممان خورد. شروع كرديم به كندن كل اطراف سنگر.

سرانجام 5 شهيد پيدا كرديم

كه روي آنها بتون ريخته و سنگر ساخته بودند. آنهم سنگر فرماندهي...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط حسین   | 

مردان خدایی

حضرت آيت الله خامنه اي:

خون مطهر شهيداني چون مغنيه صدها عماد مغنيه مي آفريند

رهبري

در پي شهادت حاج عماد مغنيه، يکي از فرماندهان ارشد حزب الله لبنان در پايتخت سوريه، حضرت آيت الله سيد علي خامنه اي، با ارسال پيام تسليتي براي سيدحسن نصرالله، شهادت او را به جوانان حزب الله و مردم لبنان تبريک و تسليت گفتند.

به گزارش خبرگزاري رسا به نقل از پايگاه اطلاع رساني  دفترحفظ و نشرآثارحضرت آيت الله العظمي سيدعلي خامنه اي، متن پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي به اين شرح است:

   «بسم الله الرحمن الرحيم»

برادر عزيز جناب حجت الاسلام آقاي سيدحسن نصرالله

شهادت برادر مجاهد مخلص و فداكار آقاي حاج عماد مغنيه براي خود او كه سراپا عشق و شور جهاد في سبيل الله بود فوزي عظيم و سرانجامي سعادتبار است و براي ملت لبنان كه چنين مردان بزرگي را پرورده و به عرصه ي آزاديخواهي و مبارزه با ستم، تقديم كرده، مايه ي سرافرازي و سربلندي است.

فقدان اين مرد آزاده ي فداكار و برجسته، اگر چه براي همه ي انسانهاي شريف و همه ي آنان كه او را مي شناختند بويژه براي والدين و همسر و فرزندان عزيز و ديگر كسان و يارانش دردناك است، ولي زندگي و مرگ انسانهائي مانند او، حماسه ئي است كه ملتها را بيدار ميكند و به جوانان الگو ميدهد و افقهاي روشن و راه رسيدن به آن را براي همه ترسيم مينمايد.

صهيونيستهــاي خونخوار و جنايتكار بدانند كه خون مطهر شهيداني همچون عماد مغنيه صدها عماد مغنيه مي آفريند و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغيان را دو چندان ميكند. مرداني چون اين شهيد بزرگوار زندگي و آسايش و بهره منديهاي مادي خود را در راه دفاع از مظـلوم و مبـارزه با ظلم و استكبار فــدا كردند. و اين ارزش والائي است كه همه ي وجــدانهاي انسـاني در برابر آن سر تعظيــم فــرود ميـآورند. رضـــوان خدا بر او و بر همه ي مجاهدان راه حق باد.

من اين شهـــادت بزرگ را به شخص شمـا و به خـانواده ي گراميش و به جوانان سرافراز حزب الله و مقاومت و به همه ي ملت لبنان تبريك و تسليت ميگويم.

والسلام عليه و عليكم ورحمةالله

سيدعلي خامنه اي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 8:51 قبل از ظهر  توسط حسین   |